تولد 2سالگی شاه پسر
24 ماه از اون روز قشنگ و تکرارنشدنی میگذره که خدای مهربون لطفش رو شامل ما کرد و گل پسری هدیه کرد که به واسطه اون نعمت بزرگ مادر شدن رو هم به من عطا کرد.همیشه خداروشکر میکنم به خاطر این محبت بزرگ این 2سال با تمام خوشی هاش گذشت و الان یه پهلوون جلو چشمام میبینم که داره به سرعت برق و باد بزرگ میشه که شیرمرد بابا و مامانش بشه انشاالله به امید اون روز تولد امسال هم به خاطر محرم و صفر مجبور شدیم که یکم با تأخیر یعنی پنج شنبه 26 آذر بگیریم و مثل سال گذشته شیراز گرفتیم.و باز هم طبق معمول بابایی لحظه آخر رسیدن و تمام زحمت تولد افتاد رو دوش مادرجون و دایی. والبته خاله فاطمه که زحمت آتلیه و تزئینات و الباقی رو کشیدن و فرق اصلی...
نویسنده :
مامان زینب
20:7











